X
تبلیغات
آرامش در حضور دیگران - مصاحبه عجیب و جالب بهنام تشکر با هفته نامه یکشنبه

آرامش در حضور دیگران

بدون شرح

بهنام تشکر با بازی در این سریال به چهره پرطرفدار تلویزیون در روزهای آینده تبدیل خواهد شد

همه آدم­ها مشکل دارند

 

ساناز صفایی

 

بهنام تشکر روانشناس محبوب این روزهاست. مردم وقتی او را در کوچه و خیابان می­بینند با هیجان می­گویند: دکتر افشار! دکتر افشار! او با 15 سال سابقه حضور در صحنه تئاتر به عنوان یکی از ستارگان نمایش شناخته می­شود اما تابه حال طعم شهرت را این طور نچشیده. البته کاراکتر او در نقش نیما افشار، روانشناسی که خودش مشکلات شخصیتی بسیار دارد مورد انتقاد بعضی روانشناسان و مدیران سیما واقع شده و حتی سروش صحت و گروهش مجبور شدند تغیراتی در کار سریال اعمال کنند. با تشکر درباره این انتقادها و نقشش صحبت کردیم. او عقاید خاص و جالبی در این باره دارد که نشان می دهد چندان هم برای بازی در این نقش بی تجربه نبوده و درک نسبی از کاری که در این سریال انجام داده دارد:

*تا به حال به روانشناس مراجعه کردید؟

من؟!

*بله، شما.

نه ولی همسرم روان­شناس است.

*جدای این مسئله تا به حال به روانشناس مراجعه کردید؟

بله

*در این سریال شما روان­شناسی هستید که با یکی از بیمارانش ازدواج کرده. اما در واقعیت همسر شما روان­شناسی است که با بیمارش ازدواج کرده؟

نه، یعنی می­خواهید بگویید من مریضم؟!

*چرا گارد گرفتید؟ مگر سریال شما نمی­گوید هر آدمی مشکلاتی دارد و ممکن است به روانشناس مراجعه کند؟ حالا شاید شما هم به همسرتان مراجعه کرده بودید؟

نه. مقوله روانشناسی اصلا در جامعه ما جا نیفتاده. ما کشور ویژه­ای هستیم با آدم­های ویژه. چون کشورمان ویژه است آب و هوای­مان هم ویژه است و ما داریم در این آب و هوای ویژه تنفس می­کنیم پس آدم­های ویژه­ای هستیم. آدم­های ویژه هم معمولا مشکلات­شان بیشتر است.

*فکر نمی­کنم این بحث­های روان­شناسی فقط ویزه ما باشد. امروزه همه جای دنیا این مسائل مطرح است.

نه، همه جای دنیا اینطور نیست. می­گویم ویژه است. به خاطر همین به نظرم آدم­ها در فضای ویژه بیشتر احتیاج به روان­شناس دارند. مقوله روان­شناسی هم هیچ وقت در جامعه ما جا نیفتاده.

*می­گویند همه روانشناس­ها خودشان مشکل دارند، شما این نظر را باور دارید؟

بگذارید یک چیزی بگویم. خود روانشناس­ها خوب می­دانند که آمار رسمی نشان داده یک چهارم روانشناس­های دنیا دچار افسردگی حاد هستند. من خودم از یکی از شبکه­های معتبر خبرش را شنیدم.

*این که با یک روانشناس زندگی می­کنید در پذیرش این نقش تاثیر داشت؟

نه، اصلا. مثلا اگر نقش یک قاچاقچی را بازی می­کردم  معنی­اش این بود که با قاچاقچی زدگی می­کنم.

*قصد انتقام از روانشناس­تان را نداشتید؟

نه، چه انتقامی (می­خندد) نه بابا اصلا این حرف­ها نیست. تو این وادی­ها نروید.

*ظاهرا بعضی روانشناس­ها به این سریال اعتراض کردند مثلا همسر یکی از مدیران سیما که خودش روانشناس است گفته این تصویر از روانشناسان واقعی نیست.

من از این قضایا خبر ندارم. اما به نظرم همه آدم­ها مشکل دارند. امکان ندارد شما آدمی را در این دنیا پیدا کنید که هیچ مشکلی نداشته باشد. حتی ممکن است بعضی­ها بگویند ما هیچ مشکلی نداریم ولی من مطمئنم آنها هم مشکلاتی دارند که خودشان نمی­دانند. خیلی از ما مشکلات روانی داریم و خودمان نمی­دانیم این چیزی که ما هستیم اسمش مشکل روانی است.

*چرا برای ما ایرانی­ها مراجعه به روانشناس و کمک گرفتن از او بار منفی دارد؟

به خاطر اینکه کار فرهنگی نشده تا این فرهنگ جا بی­افتد. در فرهنگ ما اینطور جا افتاده کسی که پیش روانشناس می­رود دیوانه­ست. اصلا کسی رویش نمی­شود بگوید پیش روانشناس می­رود از ترس اینکه بعدا بر علیه­اش استفاده شود. مثلا یکی باهاش درگیر شود و بگوید تو دیگر حرف نزن که اینقدر مشکل داری که پیش روانشناس می­روی.

*برای خود شما تا به حال از این مسائل پیش آمده؟ مثلا آن موقع که به روانشناس مراجعه می­کردید به کسی می­گفتید؟

نه، برای اینکه اصلا دلیلی نداشت به کسی بگویم.

*ویژگی خود کار را چه می­دانید؟

این کار به برداشتی که از طنز دارم نزدیک است.یعنی دست به هر کاری نزدیم تا بیننده را بخندانیم. به نظرم اینها برای کار کردن با یک گروه کافی باشد.

*چند ماه است سر این کار هستید؟

هشت ماه.

*برای شما که تئاتری هستید و به این سبک کار عادت ندارید، سنگین نیست و دلتنگ تئاتر نشدید؟

خیلی، خیلی دل تنگ تئاتر هستم. این طولانی­ترین مدتی بوده که بعد از 15 سال سر صحنه تئاتر نرفتم. ولی الان مشغول تمرین یک تئاتری با بهرام تشکر، برادرم، هستیم که قرار است در سالن سایه تئاتر شهر اجرایش کنیم. به نظر خودم نمایش جذابی هم هست و کیف و حال دیگری دارد.

*با بازی نقش نیما افشار نمی­ترسید از این به بعد فقط برای کار طنز دعوت بشوید؟

من در اکثر تئاترهایم نقش جدی بازی کردم از نزدیک به 20 تا کاری که کردم شاید دو تا طنز بوده. همین یکم کارم رابرای ساختمان پزشکان هم سخت می­کرد چون سابقه طنز کم داشتم. در این کار هم اتفاقا خیلی جاها کمدی بازی نکردم. اما خب معمولا اینطوره که وقتی در یک کار طنز دیده می­شوید بعد از آن تا مدتی دیگر فقط کار طنز بهتان پیشنهاد داده می­شود. بستگی به خیلی چیزها دارد. اما فکر می­کنم بهتر است بیش از حد جلوی چشم نباشم. چون ممکن است تماشاگر از نظر بصری زده بشود و بگوید کافی است و دیگر چقدر فلانی را ببینم. بنابراین حتما یک فاصله حساب شده بین کارهایم خواهم گذاشت.

*الان مردم می­بینندتان عکس العمل­شان چه هست؟

من که بیشتر سر کارم اما در هیمن مسیری که می­روم و میام برخوردها خیلی برایم جالب است. پری روز یک جایی مردم اینقدر عکس العمل نشان دادند که خجالت کشیدم. عادت ندارم و شرم حضورم می­شود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 12:1  توسط ساناز صفائی  |